تبليغاتX
چیستان زندگی




عروسی
اگه خدا بخواد شنبه صبح زود با مامانم اینا عازم مسافرت هستیم ....ت ه ر ا ن ...عروسی دخترعمه من .

دایی ...خاله و بازهم دایی شوهری از بلاد کفر می آیند .البته یک عدد دایی اکنون در اینجا می باشد .ا ی. ر .ا. ن این دایی دخملی دارد همسن دخملی ما .ایندو یار و شفیق هم بوده و هستند از سه سالگی و دخملی ما اکنون یک عدد همبازی موقت پیدا کرده عالی و این باعث شادی و رضایت خاطر اینجانب شده است .

بر گردم کلی واستون می تعریفم الان اینقده کار دارم که نگو ..........

 



| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 11:8 توسط سارا |


وزوزهای ذهنم
روزها همچنان به گذر با شتاب خود ادامه میدهند روز میاد و در پس آن شب .فردا هم همین است تکرار قصه زندگی و ما می تازیم در لابلای ثانیه های گردونه زمان و می جنگیم با هر آنچه روز و شبمان را به کاممان بخواهد تلخ کند و به جلو میرویم بی خبر از آینده خود .کاشکی خلاصه ای از آن را نشانمان میدادند یا در خاطرمان ثبت می کردند شاید اینگونه راحتتر بودیم و اینقد خود را برای داشتن مجلل آن به بوته فراموشی نمی سپردیم .چه خواهد شد؟ به کجا خواهیم رسید ؟کاشکی جواب همه چراهایم را در جایی کتابی پاره ورقی روزنی.. می جستم .

نیرویم فراتر است از آن .انچنان روحم را با عظمت و آبدیده کرده ام که این چیزی نیست دربرابرش .باکی هم ندارم .فرعیات است فرعیات جانم  فرقی وجود دارد.... بوی متمایز شدن را حس می کنم .خوب نیست ؟هر چه که باشد می ایستم محکم و پابرجا .

دخترک گلم را هم در تاریخ ۱۳ تیر یعنی پنجشنبه روزی به سنجش بردم و از انواع و اقسام آزمونهای آمادگی جهت تحصیل سربلند و موفق بیرون آمد

گفته بودم آن اوایل که اینجا مینویسم برای دلم .اما اینجا هم نوعی دیگری از خود را میبینم .نه من خودم .چه چیز خوبی است آزادی ...و چه واژه قریبی است رهایی ...نمیدانم شاید اینجا هم برای ساخته شدنم باشد .که هست .که در این یکسال و اندی تغییر کرد پوست انداخت رشد کرد .چیزهایی دانست .خودم را شناختم نه زیاد اما همین هم خوب است .

حالم کاملن خوب خوب است .اما مدتهاس که اینجا دیگر حرف کم می آورم .باوجود این خواهم نوشت.



| +| نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 و ساعت 12:57 توسط سارا |


....

ای ندیم روز و شبم
ای همدم دیرین من
ای نشان عشق و وفا
ای مایه تسکین من
ای ناجی عشق آفرین
تو محرم راز منی
ای آشنا با درد من
تو شعر آغاز منی
سوز منی ساز منی
در حریم اندیشه ام
پروانه خوش بال منی
ای همیشه مقصود من
تو کعبه آمال منی
در ذهن من تنها تویی
بالاتر از پندار من
ای تکیه گاه هستی ام
ای برتر از گفتار من
ای مایه کردار من
عاشق تر از عاشق تویی
ای بانی آسایشم
دلداده لایق تویی
ای مایه آرامشم 



| +| نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 9:41 توسط سارا |